مدیریت بحران در کسب و کار

مدیریت بحران در کسب و کار

مدیریت بحران در کسب و کار؛ هنر زنده ماندن کافی نیست، باید بلد باشی از بحران قوی‌تر بیرون بیایی
نویسنده: فرخنده صالح پور
کوچ حرفه‌ای و مشاور استراتژیک کسب‌وکار | متخصص فروش کاربردی و توسعه برند شخصی
مقدمه
چند سال پیش، در یکی از جلسات مشاوره، مدیر یک کسب‌وکار با چهره‌ای خسته روبه‌روی من نشست. هنوز چند دقیقه از جلسه نگذشته بود که جمله‌ای گفت که احتمالاً بسیاری از مدیران، کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکار آن را در ذهنشان تکرار کرده‌اند:
«احساس می‌کنم هر کاری انجام می‌دهم، اوضاع بدتر می‌شود.»

مدیریت بحران در کسب و کار
فروش کاهش پیدا کرده بود. هزینه‌ها هر روز بیشتر می‌شدند. چند مشتری قدیمی همکاری‌شان را متوقف کرده بودند و اعضای تیم هم نگران آینده بودند. از بیرون، همه‌چیز شبیه یک بحران اقتصادی به نظر می‌رسید.
اما وقتی گفتگو را ادامه دادیم، متوجه شدم مشکل اصلی جای دیگری است.
بحران واقعی، قبل از اینکه در حساب‌های مالی دیده شود، در ذهن مدیر شکل گرفته بود.
ترس، جای تحلیل را گرفته بود. تصمیم‌ها یکی پس از دیگری و بدون برنامه گرفته می‌شدند. بودجه بازاریابی حذف شده بود، ارتباط با مشتریان کم‌رنگ شده بود و مهم‌تر از همه، امید به آینده در حال از بین رفتن بود.
آن روز دوباره به این نتیجه رسیدم که سال‌ها تجربه در فروش، مذاکره و مشاوره کسب‌وکار به من یاد داده است:
بزرگ‌ترین بحران هر کسب‌وکار، خود بحران نیست؛ بلکه تصمیم‌های اشتباهی است که در دل بحران گرفته می‌شود.
بحران، مهمان ناخوانده همه کسب‌وکارهاست.
فرقی نمی‌کند مدیر یک شرکت بزرگ باشید، یک کوچ حرفه‌ای، صاحب یک فروشگاه، مشاور، پزشک، وکیل یا یک کارآفرین که تازه مسیر خود را آغاز کرده است. دیر یا زود، با روزهایی روبه‌رو خواهید شد که بازار آرام نیست، مشتریان محتاط‌تر شده‌اند، هزینه‌ها افزایش پیدا کرده و آینده مبهم به نظر می‌رسد.
در چنین روزهایی، بسیاری از افراد تصور می‌کنند موفق‌ترین کسب‌وکارها، آن‌هایی هستند که هیچ بحرانی را تجربه نکرده‌اند.
اما واقعیت دقیقاً برعکس است.
اگر تاریخ برندهای بزرگ دنیا را مطالعه کنید، متوجه می‌شوید بسیاری از آن‌ها در سخت‌ترین بحران‌ها شکل گرفته‌اند یا مهم‌ترین تحول خود را در همان دوران تجربه کرده‌اند. تفاوت آن‌ها با دیگران، نداشتن بحران نبود؛ بلکه نوع مواجهه با بحران بود.
در سال‌هایی که کنار مدیران و صاحبان کسب‌وکار بوده‌ام، یک الگوی مشترک را بارها دیده‌ام.
کسب‌وکارهایی که در بحران رشد می‌کنند، قبل از هر چیز، نگاه متفاوتی دارند.
آن‌ها بحران را پایان راه نمی‌بینند؛ بلکه آن را فرصتی برای بازنگری، یادگیری و ساختن نسخه‌ای قوی‌تر از کسب‌وکار خود می‌دانند.
شاید این نگاه در ابتدا خوش‌بینانه به نظر برسد، اما تجربه نشان داده است که بسیاری از نوآوری‌ها، تغییر مدل‌های درآمدی، تولد برندهای موفق و حتی بزرگ‌ترین جهش‌های مالی، درست بعد از سخت‌ترین بحران‌ها اتفاق افتاده‌اند.
به همین دلیل، هدف من از نوشتن این مقاله فقط آموزش چند تکنیک مدیریت بحران نیست.
می‌خواهم درباره طرز فکر یک رهبر در روزهای سخت صحبت کنم؛ طرز فکری که به شما کمک می‌کند حتی اگر نتوانید بحران را متوقف کنید، اجازه ندهید بحران، آینده کسب‌وکارتان را متوقف کند.
در ادامه این مقاله یاد می‌گیرید:
چرا بعضی کسب‌وکارها در بحران از بین می‌روند و بعضی دیگر رشد می‌کنند.
چگونه قبل از وقوع بحران، آمادگی لازم را ایجاد کنید.
در لحظه بحران چه تصمیم‌هایی بگیرید و از چه اشتباهاتی دوری کنید.
از تجربه برندهای موفق ایرانی و بین‌المللی چه درس‌هایی می‌توان گرفت.
و چگونه هر بحران را به سکوی پرتابی برای رشد، نوآوری و ساختن یک کسب‌وکار مقاوم‌تر تبدیل کنید.
اگر امروز احساس می‌کنید شرایط کسب‌وکارتان سخت شده است، یا اگر می‌خواهید برای آینده آماده‌تر باشید، این مقاله را تا انتها بخوانید.
شاید مهم‌ترین تغییری که بعد از مطالعه این مقاله در شما ایجاد شود، نه افزایش دانش مدیریت بحران، بلکه تغییر نگاهتان به بحران باشد.
و گاهی، همین تغییر نگاه، آغاز تغییر سرنوشت یک کسب‌وکار است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید